|
وب نوشت های من تا زنده ایم رزمنده ایم
| ||
|
خسته نباشی خرداد 84 بود ....بازار رقابت انتخاباتی داغ داغ ......حتی ساعتش هم دقیقا یادم است 7:20دقیقه عصر ..بعد از خبر ساعت 7 شبکه یک. داشتم نطق های انتخاباتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را می دیدم .یکی از نامزدها که آن موقع به اسم شهردار تهران می شناختمش می گفت :ایران فقط تهران نیست ....می گفت جلسات هیات دولت نباید فقط در تهران برگزار شود و....و من با خودم گفت چقدر زیبا و دلنشین حرف می زنی ...حرفهایت حرف دل است ...اما حیف که رای نمی آوری چند روزی گذشت .دکتر چمران به شهر ما آمد و از شهردار تهران که حالا در عرض یک هفته ..ده روز کاندیدای محبوب شده بود گفت .من تصمیمم را گرفتم و محکم روی برگ رای نوشتم محمود احمدی نژاد و من در برابر این وفای به عهدش جز خسته نباشی هیچ چیز نمی توانم بگویم موضوعات مرتبط: سیاسی [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:3 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
به تو مدیونم همیشه این روزها همه جا صحبت از روز زن و مادره ،اما من می خوام سنت شکنی کنم و از پدر بگم .از پدری که تا ابد به او مدیونم و بهش بگم پدر عزیزم تولدت مبارک .
امام مهربان و دوست داشتنی من تولدت هزاران بار مبارک .که اگر آنقدر عقلمان رسیده که هیچ روزی جز میلاد بانوی پاکی ها حضرت زهرا سلام الله نمی تواند روز زن و مادر نام گیرد فرهنگش و درکش از برکت تو و انقلاب تو بوجود آمد. موضوعات مرتبط: دل نوشته [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:29 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
تعدد زوجات و سه سوال همیشه دوست داشتم وبلاگم را تبدیل به محیطی برای بحث و گفتگو کنم .نظرم را درباره موضوعی خاص بگویم و دوستان آن را نقد کنند ونظرشان را در این رابطه بگویند ،اما به دلایلی این موضوع به تاخیر می افتاد و بیشتر مسائل بصورت یکطرفه مطرح می شد .اما از امروز آستینم را برای این کار محکم بالا زده ام . و اما اولین موضوع : شاید برای خیلی ها موضوع تعدد زوجات در اسلام کلیشه ای شده باشد ،اما از آنجایی که هنوز این بحث در دادگاه ها ،خانواده ها و مردان و زنان جامعه مورد بحث و مناقشه است جای گفتگو دارد . هر چند در اطراف خودم مرد دارای چند همسر خیلی کم دیده ام ،اما به خاطر رشته تحصیلی ، مطالعاتم و همچنین علاقه شخصی ام به حقوق خانواده درباره اش خیلی اندیشیده ام اما بخاطره جدال بین عقل و دلم هیچگاه نتوانسته ام به قول معروف در این زمینه خودم را یک دله کنم که شاید بعنوان یک زن برایتان عجیب باشد. حال چند سوال مطرح می کنم که برگرفته از همان تفکرات و مطالعات است که دوست دارم درباره آن بحث و گفتگو کنیم. ۱-خیلی ها می گویند اصل در اسلام تک همسری است و تعدد زوجات برای مواقع ضرورت مثل بیماری زن و..است .اما اگر اینگونه است چرا در اسلام ازدواج مجدد مردان محدود به شرایط اینچنینی نشده است؟
2-اگر جزء کسانی هستید که به شدت با تعدد زوجات مخالفید ،به نظر شما زنانی که در جوانی بیوه شده و یا طلاق گرفته اند و یا به هر دلیلی به عنوان همسر اول مورد توجه واقع نمی شوند برای آینده خود در زمینه زندگی مشترک باید چه برنامه ای داشته باشند؟
3-به این سوال کمی بیشتر فکر کنید و جواب دهید......چرا تعدد زوجات مردان در جامعه ما تبدیل به یک عامل آسیب زا برای زندگی اول شده است ؟به نظر شما آیا تعدد زوجات بدون اینکه به خانواده اول آسیبی وارد شود امکان پذیر است؟
موضوعات مرتبط: مذهبی و اجتماعی [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:45 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
از رخش رستم تا جنگندهf14 عباس بابایی برای بعضی ها رخش رستم و جنگنده عباس بابایی فرق می کند ،عده ای کوردل فقط رخش رستم و سیمرغ و سهراب و خون سیاووش و ..را می بینند و بعضی فراموشکار هم انگار اصلا شاعری به نام فردوسی و کتابی به نام شاهنامه را نمی شناسند . می گویم فراموشکار چون حب الوطن من الایمان رسول خدا و میهن عزیرتر از جان گفتن های روح خدا که در اولین پیامش بعد از حمله عراق به ایران آورد را از یاد برده اند. و می گویم کور دل چون آنقدر دلشان تاریک شده که ندیدند رزمندگان ما در 8 سال دفاع مقدس به نام اسلام و با رمز یا زهرا و یا علی از ایران عزیر دفاع کردند و همین رمز ها باعث شد که یک وجب از خاک ایران نصیب دشمن نشد قبل از انقلاب دعوا سر اسلام و یا ایران زیاد بود ،اما انقلاب که آمد ،وقتی شهید مطهری کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را نوشت این حرفها کمرنگ شد. اصلا به نظرم من انقلاب ما فرزندیست که پدر و مادرش ایران و اسلامند .مگر می شود تولد فرزندی بدون پدر یا مادر تصور کرد؟اصلا ظلم و بی اخلاقیست که از فرزندی بخواهیم که بین پدر و مادر یک کدام را برگزیند . اگر من را مجبور کنند که بین ایران و اسلام یکی را برگزینم مانند آن است که بگویند بین عقل و دلت ،بین روح و جسمت یکی را انتخاب کن. اما همین ایران دوستی هم باید به عمل اثبات شود.اگر همین الان جنگی درگیرد چه کسانی به دفاع از ایران برمی خیزد ؟مدعیان وطن پرستی که از پس شبکه های ماهواره خاک ایران را می بوسند یا همین بسیجی هایی که بر لبشان یا حسین نقش بسته است ؟ شما را نمی دانم امابرای من که بین رخش رستم و F14 عباس بابایی تفاوتی وجود ندارد موضوعات مرتبط: سیاسی، مذهبی و اجتماعی [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:6 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
خوشبختی و سعادت از نگاه حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)
ان السعید،کل سعید ،حق السعید من احب علیا فی الحیاه و بعد الموته سعادت و رستگاری ،همه سعادتها و رستگاری ها ،حقانیت و واقعیت رستگاری در کسی است که امام علی (علیه السلام)را در در دوران زندگی و پس از شهادتش دوست داشته باشد.
منبع: نهج الحیاه یا فرهنگ سخنان فاطمه( سلام الله علیها )حدیث 26 به نقل از 15 منبع دیگر به نظرم این حدیث خلاصه زندگی فاطمه سلام الله علیها بود. پی نوشت : این هم ازعبدالله گل نخست وزیر مسلمان!!!! ترکیه در مجلس ضیافت شراب ما رو باش دلمون به این سیاستمدارای ترکیه خوش بود .گفتیم دارن یه کارایی می کنن.اون از اردوغان نخست وزیرشون با اون افاضات درباره سوریه و بحرین ، این هم از رئیس جمهورشون.
موضوعات مرتبط: مذهبی و اجتماعی [ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 7:48 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
ای کاش که با خدای خود چت بکینم در سایت نماز شب عبادت بکنیم ای کاش فلاپی دلها را با عشق علی و آلش فرمت بکنیم
پی نوشت :نماز اول وقت در محل کار
موضوعات مرتبط: مذهبی و اجتماعی [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 20:25 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
کوهنورد و خدا ***برگرفته از یک داستان آمریکایی نیمه شب بود و کوهستان یخ زده و هوا به شدت سرد .با وجود این کوهنورد علی رغم مخالفت دوستان این ساعات را برای صعود انتخاب کرده بود .اما حالا.... اما حالا کوهنورد میان زمین و آسمان معلق بود .یک سر طناب دور کمر کوهنورد گره خورده و سر دیگر طناب دور میخی و آن میخ در دل کوه فرو رفته بود.کوهنورد با مرگ دسته و پنجه نرم می کرد. کوهنورد یاد خدا افتاد و خدا را صدا زد .صدای کوهنورد که داد می زد خدایا نجاتم بده تمام کوهستان را پر کرد .خدا صدای کوهنورد را شنید و پاسخش داد و گفت :چه می خواهی ؟ کوهنورد گفت :خدایا در این نیمه شب سرد و یخی میان زمین و آسمان معلقم اگر یک ساعت همین طوری بمانم یخ می زنم و می میرم .نجاتم بده .خدا جواب داد :کمکت می کنم به شرط آنکه هرچه بگویم قبول کنی و به من اعتماد داشته باشی. کوهنورد با ذوق گفت :هرچه بگویید قبول می کنم .خدا گفت:همین حالا قیچی داخل جیبت را دربیاور و طناب را قیچی کن . کوهنورد متعجب در برابر خدا جواب داد:اگر طناب را قیچی کنم سقوط می کنم.نه ...نه من این کار را نمی کنم. .خدایا این چه حرفیست .خدا گفت :گفتم که باید به من اعتماد داشته باشی و گرنه برایت متاسفم . خدا رفت و کوهنورد در هوای سرد کوهستان یخ زد و مرد .روز بعد روزنامه های آمریکا نوشتند کوهنورد مشهور به فاصله نیم متر از سطح زمین مرد . پی نوشت :
موضوعات مرتبط: مذهبی و اجتماعی [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 15:3 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
چند دقیقه تامل درباره مرگ نمی دانم با شنیدن نام مرگ چه احساسی به شما دست می دهد و اصلا چه عقیده ای درباره آن دارید و چگونه با این مقوله مواجه می شوید .اما من می خواهم از بعد دیگری درباره آن صحبت کنم . خیلی از ما از مرگ می ترسیم ،از آن فرار می کنیم و هنگام شادی هر کس سخنی از آن بگوید به او خواهیم گفت الان وقت این حرفها نیست .اما اگر خوب بیندیشیم درخواهیم یافت اگر از دیدگاه اسلامی به مرگ بیندیشیم مرگ تلخ وزهر نیست . چه جایی بهتر از سرای باقی که اگر می خواهند درباره ما قضاوت کنند و کارهای نیکمان راپاداش وکارهای زشتمان جزا دهند بر اساس عدالت قضاوت می کنند وقاضی آن محکمه عادل و دادگر است نه مانند این دنیا که ممکن است انسان بی گناهی به هزار و یک دلیل مورد لعن و نفرین مردمان قرار گیرد . چه جایی بهتر از آن دنیا که خوبی هایش ابدی است و تو هیچ نگران نیستی که این خانه بهشتی و حوریان و ...را ممکن است روزی از دست دهی . چه جایی بهتر از آن دنیا که دیگر نگران مسئولیت هایی که به تو واگذار شده است نیستی چون اصلا مسئولیتی نداری .راحت راحتی .از هفت دولت آزاد . وقتی در روایات اسلامی آمده است این دنیا در برابر جهان آخرت مانند رحم مادر در برابر این دنیاست .آیا مرگ جز وارد شدن در جهانی بزرگ و آزاد شدن از قفس دنیاست ؟آیا هیچ انسانی دوست دارد تا ابد در رحم مادر باشد . مولوی در توصیف حال آدمی می گوید از نیستان تا مرا ببریده اند در نفیرم مرد و زن نالیده اند و آیا مرگ جز وصل شدن نی به نیستان است و آیا نی یا همان روح انسان جز با وصل شدن با عالم ملکوت یا همان نیستان به آرامش می رسد . حتی جهنمش هم خیر است .یادم می اید در فیلم مسافر ری عبدالعظیم حسنی به آن زرتشتی می گفت دیدگاه اسلام و زرتشت درباره آتش مشترک است هردو آن را پاک کننده می دانیم .روح آدمی در آتش جهنم از گناهان و پلیدی ها پاک می شود و آنگاه که پاک پاک شدیم وارد بهشت می شویم . ...مثل مسافری خسته و خاکی که به محض رسیدن به خانه اصلی اول دوشی می گیرد و خاک از تن می شوید و پاک می شود و بعد خوابی و استراحتی و ... این حرف ها شاید اول کمی ثقیل و یا شعاری به نظر برسند اما واقعیتند .اگر اندکی به آن فکر کنیم حتی دنیا را با شادی بیشتری سپری خواهیم کرد .راستی دیدگاه شما درباره مرگ چیست . پی نوشت : فردا 12 فروردین سالروز تولد سردار سپاه اسلام شهید محمد ابراهیم همته به همین خاطر چند جمله ای از وصیت نامه این شهید عزیز را می آورم . پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم
موضوعات مرتبط: مذهبی و اجتماعی [ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 23:29 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
هوای عاشقی هر چه از عمرم می گذرد بیشتر عاشقش می شوم . هر چه روزها و ماهها و سالها می گذرد بیشتر دلم هوایش را می کند و بیشتر دوست می دارم اسم او را بر زبان جاری کنم ،چون گذر ایام به من می فهماندبه درستی که زندگی بدون او هیچ معنا و مفهومی ندارد . الهی اجعل لسانی بذکرک لهجا و قلبی بحبک متیما (دعای کمیل) خدایا زبانم را به ذکرت گویاکن و قلبم را از عشقت بیقرار ساز موضوعات مرتبط: دل نوشته [ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 1:17 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
برای عرض تبریک خیلی حرف برای نوشتن داشتم اما وقتی اومدم تو وب همه از ذهنم پرید.به همین خاطر به چند جمله اکتفا می کنم . امیدوارم این روزا که پر شده تو خونه عطر گل گلدون ،این روزا که می خونه قناری نغمه بهارون و خلاصه امیدوارم این روزهایی که پیش رو دارین آغار روزهایی باشه که آرزو دارین و سال ۹۱ براتون سال متفاوت از ۹۰باشه .امیدوارم هر روزتون مثل نوروز سرشار از شادی و شادکامی باشه . سال نو شما مبارک. [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 11:44 ] [ حکیمه بهمن زاده ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||